رویای من

خرید بک لینک
این روزها تنها یک چیز کم شده استمادرماینجا دیگر کم می آورم. بغض مثل یک غده سرطانی تمام گلویم را می گیرد. پای لپ تاپ نشسته بودم. چه چیزی میدیدم و می خندیدم نمی دانم. اما بعد انگار خودم را دیدم که چطور لبخند می زنم. زمان کش آمد. چند ثانیه شد نمی دانم. انگار یک موج بزرگ بالای سر دیدم. باید داد می زدم و فرار می کردم.مرگ یک موج بزرگ است که آدم ها را با خود می برد. مرگ بی رحمانه ترین قسمت دنیاس رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: مادرم, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

شاید در ظاهر به نظر خیلی ها زندگی تو بسیار جذاب باشد و با حسرت به زندگی تو نگاه کنن... ولی در نهایت این حس درونی شادی که باید در تو باشد نیست. این زندگی را سخت و دشوار می کند. غریب بودن کلمه سنگینی است. غربت را میتوانی در خارج و به دور از خانواده و دوستان باشی و یا در کنارشان همچنان احساس غربت کنی. دل که پژمرد دیگر برایت فرقی نمیکند کجا باشی و مشغول چه کاری. به جایی می رسی که دیگر فقط گذر رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: روزگار,سختی,میگذرد, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

بسیار هستند افرادی که فکر می کنند مردانگی یعنی ایستادگی در تمام توهین ها و تحقیرهایی که برای یک مرد میشود. بی شک چنین نیست. چرا که مردان نیز جزو بشریت هستند و با تمام عقلانیت دارای عواطف درونی. زنان غربی را بیشتر می پسندی وقتی میبنی که هیچ انتظاری از واژه به نام مرد ندارند. چنین تربیت شده اند. زنان غربی میدانند که قدم گذاشتن در یک مسیر مشترک نیازمند مشارکت دو طرفه می باشد. نه اینکه یک نفر صب رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: مرذانگی, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

بسیاری از زمان ها به مرگ می اندیشی. شاید برایت واژه نامانوسی باشد. ولی روزی به سراغت خواهد آمد. مرگ را میتوان از دو بعد بدان نگریست که در دو حالت نیز بسیار غمگین است. اول اینکه تمام شوی برای همیشه و هیچ اثری از رنگ زندگی در تو نباشد. دوم اینکه به همین دنیا در کالبد دیگری باز گردی. من شخصا بازگشتن به این دنیا را دوست ندارم و از آن وحشت دارم. اما از اولی. گاهی حس می کنم دلم برای خودم تنگ خواهد رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

دلتنگ که می شوی دیگر چیزی خوشحالت نمی کند. دلتنگ که می شوی دیگر از هیچ چیزی سورپرایز نمی شوی. دلتنگی بسیار حس سیگینی است وقتی می دانی که هیچ پایانی در آن نیست. به مرحله ای از زندگی می رسی که اتفاقات بزرگ که می تواند زندگی هر شخصی را دگرگون کنند دیگر تو به آن اتفاق هیچ عکس العملی از خود نشان نمیدهی. چندی پیش استادی را در اسپانیا ملاقات کردم که پیشنهاد کسب بورسیه ی ماریکوری را به من داد. این پ رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگی, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

میدانی جدایی به یک اندازه برایمان سخت بود. هولناک بود. در ریسمان بچگی گیر افتاده بودی. بسان جوانی بودیم که غرور جوانیش مجالی بر عشق بازی های کودکانه نمی داد. بزرگ شده ایم. کنون می دانیم که زندگی داستان سرایی قهار است. شاید هم می دانیم که داستانی دیگر به داستان زندگی افزودن مجال نفس کشیدن را هم خواهد ربود. زندگی فی النفسه سخت و دشوار است. در نفس زندگی موجودی به نام مرگ می زیید که هر آن تو را رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: غرور, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

پس از مدت طولانی یک رویای شیرین می تواند حالت را برای مدت هرچند کوتاهی خوب کند. به اندازه همان مدت کوتاه امیدوار می شوی. می دانی کسی هست که در پس سکوت های دردآلود این زندگی صدایت را به وضوح می شنود. می دانی که این رویا روزی آرزو بود. با این وجود نگاهبانان خوبی برای رویای خود نیستیم. زندگی چقدر قشنگ می شد اگر همه به دور از سو نیتی خالصانه به هم محبت می کردند. به هم عشق می ورزیدند. هیچ کدام از رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: رویای,شیرین, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

مثل نسیم خنک پاییزی امدی و رفتی. چقدر کوتاه بود. کوتاه و شیرین. این روزها جسدی شده ام که به غیر تختخوابم جای دیگری برایم رسید. نه بخاطر آن نسیم خنک که مرا مست خود کرد. نه! قبل تر هم اینگونه بودم. خیلی پریشانم. از همه چی و همه کس گله دارم. نمیدانم این درد کی در من خواهد خفت. چه زمانی از اسارت آن خلاص خواهد شد. شب در زیر نور مهتاب با گذر از دستان سرد درختان خیابان علتی را میجوییدم که هیچ وقت ب رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: نسیم,پاییزی, نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

"نه تو پستات
نه نوشته هات اينجا
نه شايد دلت
جايى براى من نيس"

میدانم که با داستان شازده کوچولو زندگی کرده ای.

اما خوب است یک دیالوگی زیبا از آن را برایت یادآوری کنم:

"فقط از دریچه قلبه که یه نفر می تونه درست همه چیز رو ببینه. چیزهای مهم از دید چشم ها مخفی اند."

+ نوشته شده در ساعت   توسط Unknown |
رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: شازده,کوچولوی, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

برایت مینویسم چون کنون می دانم که صدایم بر تو میرسد. رفتن یا ماندن برای من و تو حکایت غریبی است. میتوان چنین گفت که رفته ایم با اینکه هر دو مانده ایم. جسم هایمان رفتنه اند... از هم دور شده اند... اما روح مان همانند سابق باهم عشق بازی می کنند. هر دو می مانیم که در این دنیا مجالی برای تامل نیست. برای هیچ چیز نباید تاملی باشد. چون هیچ کس نمی داند فردا خواهد آمد یا نه. می دانی... من چنین شده ام رویای من...

ما را در سایت رویای من دنبال می‌کنید

برچسب: رویای, نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 22:34

صفحه بندی